سوالات متداول

انسان از دیرباز در پی پیش­ بینی زمان و مکان دقیق وقوع زلزله بوده است. البته علیرغم تلاش­های فراوان زمین­ شناسان و زلزله ­شناسان، هنوز نمی ­توان زمان دقیق وقوع زلزله را پیش­ بینی نمود؛ ولی از نظر مکانی مناطق مهم زلزله ­خیز تا حدود زیادی شناسایی شده­ اند. همچنین می­توان احتمال وقوع رخداد زلزله را از نظر زمانی و مکانی تا حدودی برآورد نمود. بنابراین مکان و زمان  دقیق وقوع زلزله در حال حاضر قابل پیش­بینی نیست؛ ولی همچنان محققان در پی یافتن راه­های علمی هستند تا بتوانند زمان وقوع زلزله را در آینده پیش ­بینی کنند.

به ­منظور پاسخگویی به این سؤال، آمار زلزله­ های رخداده طی یک دهه اخیر در کشور مورد بررسی قرار داده شد. نتایج این ارزیابی نشان داد که رخداد زلزله در شب بیشتر از روز نیست و حتی تعداد زلزله­ های با بزرگای بیش از 6 که طی روز رخ داده­اند، از تعداد زلزله در شب بیشتر بوده است.

با ارزیابی آمار زلزله­ های رخداده طی یک دهه اخیر در کشور نشان داده شد که نرخ رخداد زلزله در سال­های اخیر تغییر محسوسی نداشته است.

هرچند که نهادهای حاکمیتی (نظیر دولت) یا نهادهای عمومی (نظیر شهرداری­ها) مسؤولیت اصلی در حوزه کاهش ریسک و مدیریت بحران زلزله را عهده­ دار هستند، لیکن مردم نیز از نقش بی ­بدیلی در کاهش تبعات زلزله برخوردارند. در واقع بدون مشارکت و همراهی مردم و نبود مطالبه عمومی، امکان اجرای برنامه ­های لازم در جهت ارتقای ایمنی شهرها یا سایر سکونتگاه­ها چندان میسر نخواهد بود. در حال حاضر در بسیاری از کشورها (حتی کشورهای پیشرفته نظیر ژاپن و آمریکا)، توسعه اقدامات محله­ محور و مردم محور در جهت بهبود ایمنی بافت­های شهری و روستایی، از برنامه­ های اساسی مدیریت ریسک و بحران زلزله محسوب می‏گردد.

 اطمینان از ایمنی محل سکونت، محل تحصیل و محل کسب و کار در برابر زلزله، مهمترین اصل در مدیریت ریسک و بحران می­باشد. چنانچه حساسیت لازم نسبت به ایمنی مستحدثات در جامعه نهادینه شود، سازندگان نیز قطعاً نسبت به ارتقای کیفیت ساخت و ساز اهتمام بیشتری خواهند داشت. بررسی تجارب زلزله­ های بزرگ رخداده در طی دو دهه اخیر نشان می­دهد که ساختمان­ هایی که براساس ضوابط و استانداردهای موجود ساخته شده­ اند، حتی در برابر شدیدترین زلزله­ ها پایدار بوده­ اند. شناخت وضعیت ایمنی محل زندگی و تلاش برای رفع مخاطرات موجود نیز از دیگر راهکارهای بهبود ایمنی در برابر سوانح است. شناسایی نقاط امن و ناامن در سطح محله می­تواند در راستای این هدف تأثیر زیادی داشته باشد. این اقدام در چارچوب برنامه “مدرسه ایمن– جامعه تاب­آور” در حال حاضر در سطح کشور در دست اجرا می­باشد. در جدول روبرو، برخی از اقداماتی که توسط مردم برای ارتقای ایمنی در برابر زلزله قابل اجرا است، نشان داده شده است.

  • حدود دو دهه قبل فردی به نام داگلاس کاپ (Douglas Copp) بحثی چالش برانگیز را با عنوان مثلث حیات (Triangle of Life) در زلزله مطرح نمود. او مدعی بود که در بسیاری از تیم­های امدادی و صلیب سرخ، در زلزله ­های مختلف حضور داشته است و مشاهده کرده افرادی که در هنگام زلزله با روش­های مرسوم در زیر میز یا کنار دیوارها پناه گرفته بودند، همگی جان خود را از دست داده و برعکس، افرادی که در کنار اشیاء سنگین مانند یخچال، مبل یا اجاق گاز پناه گرفته بودند، به سبب ایجاد فضای خالی و مثلث حیات، نجات پیدا کرده­ اند. این ادعا بطور گسترده در بسیاری از کشورها منتشر شد. هر بار که زلزله­ ای رخ می­دهد نیز حجم وسیعی از تبلیغات در این رابطه بخصوص در فضای مجازی دست به دست می­گردد. ادعای آقای داگلاس کاپ بلافاصله توسط اغلب سازمان­های امدادی معتبر و متخصصان تراز اول در بسیاری از کشورهای جهان مورد نقد قرار گرفت. همچنین بسیاری از نهادهای معتبری که ایشان ادعا کرده بود با آنها در عملیات جستجو و نجات همکاری کرده، همراهی وی را تکذیب کردند. در نقد این روش حتی مقالات علمی متعددی نیز به چاپ رسید. مهمترین انتقادات مطرح شده در مورد روش مثلث حیات به شرح زیر بودند:
  • در خصوص امکان تشکیل فضای خالی در مجاورت اجسام سنگین با توجه به رفتار سقف و کف ساختمان­ها، اطمینان چندانی وجود ندارد؛
  • محل تشکیل فضای خالی با توجه به وجوه مختلف اشیای سنگین مشخص نیست و برای اغلب مردم امکان پیش­ بینی محل ایجاد این فضاها وجود ندارد؛
  • از نظر آماری درصد قابل توجهی از تلفات و مصدومیت­های زلزله­ ها به واسطه سقوط اجسام و قطعاتی از سقف و دیوارها بوده است، نه به دلیل فروریزش کامل ساختمان­ها. لذا خطر سقوط بخش­هایی از سقف یا اجزای غیرسازه­ ای بر روی افرادی که در کنار این اشیای سنگین پناهگیری کرده ­اند، وجود دارد. در مقابل در این حالت، پناهگیری با روش DCH از اثربخشی زیادی برخوردار است؛
  • خطر بالای جابجایی و سقوط اجسام سنگین (نظیر یخچال) بر روی افرادی که کنار آنها پناه گرفته­ اند در اثر ارتعاشات زلزله وجود دارد؛
  • خطر فروریزش کامل ساختمان­ها در اثر زلزله­ های کوچک و متوسط که بیشترین فراوانی را دارند، معمولاً کم است. در این زلزله ­ها عمده آسیب­ها ناشی از ریزش قطعاتی از سقف یا دیوارهای ساختمان یا سقوط اجزای غیرسازه­ ای نظیر کمد و لوستر و … است؛
  • در محدوده آسیب­ دیده از زلزله­ های شدید، تعداد ساختمان­هایی که به طور کامل دچار تخریب و فروریزش می­شوند نسبت به کل ساختمان­های آسیب­ دیده چندان زیاد نیست. به­عنوان مثال در زلزله کرمانشاه، فروریزش کامل ساختمان­ها تنها در بخش­هایی از شهر سرپل ذهاب و تعدادی از روستاهای اطراف آن و به صورت موردی در چند نقطه دیگر رخ داد. در این زلزله اغلب مصدومیت­ها در شهرهای کرمانشاه، اسلام ­آباد غرب و حتی سرپل­ ذهاب و بسیاری از روستاها ناشی از آسیب به بخش‏هایی از سازه، سقوط اجزای غیرسازه­ ای و یا ترس و فرار مردم بوده است.

لذا با توجه به ارزیابی شواهد مربوط به زلزله­ های دو دهه اخیر در ایران (مانند زلزله کرمانشاه)، همچنین براساس شواهد و مستندات علمی موجود، استفاده از این روش برای پناهگیری توسط پژوهشگاه توصیه نمی­شود.

در برخی از زمین­لرزه‏ ها (نظیر زلزله سرپل ذهاب کرمانشاه)، ادعاهایی مبنی بر مشاهده امواج نورانی در آسمان، قبل و یا هنگام رخداد زلزله، مطرح شده است. این پدیده که به­ عنوان نورهای زلزله (Earthquake Lights, EQL) شناخته می‏شود، با اشکال و طیف­ های رنگی مختلف، در برخی زلزله‏ های ایران و بسیاری از زمین­لرزه‏ های رویداده در نقاط دیگر جهان، مشاهده شده و شایعات زیادی را در خصوص منشأ برخی زلزله ‏ها ایجاد نموده است. در گذشته مردم این پدیده را به اشیای ناشناس پرنده (Unidentified flying object, UFO) یا موجودات ناشناخته فضایی نسبت می­دادند و اخیراً برخی آن را به موضوع هارپ (HARP) پیوند می­زنند. متخصصان علم زلزله­ شناسی در مورد صحت گزارشات و شواهد مرتبط با این پدیده اختلاف نظر دارند. در سال­های اخیر برخی محققان تلاش کرده‏ اند که این پدیده را با تکیه بر قوانین و اصول علم فیزیک (نظیر خواص پیزوالکتریک، اشتعال گازها و …) توضیح دهند. برخی نیز معتقدند که این پرتوهای نورانی به دلیل ایجاد قوس‏های الکتریکی (Electricity Arcing) ناشی از ارتعاش دکل­های برق در حین زلزله ایجاد می­شوند. البته، در سال­های اخیر متخصصان علم مکانیک سنگ و ژئوفیزیک، مطالعاتی را روی شواهد مبتنی بر وجود امواج نورانی زلزله (EQL) در 65 زمین­لرزه (از سال 1600 میلادی تاکنون)، انجام داده­ اند. این تحقیقات نشان داده است که در برخی از انواع سنگ­­ها (بخصوص سنگ­های آذرین نظیر گابرو (Gabbro) و بازالت Basalt))، تنش­های موجود در زمین باعث تولید بارهای الکتریکی می­گردد. آزاد شدن ناگهانی و سریع این بارهای الکتریکی در اثر عبور امواج لرزه ­ای در امتداد برخی انواع گسل­ها، می­تواند باعث یونیزه شدن محیط و ایجاد پرتوهای نورانی به رنگ­های مختلف در سطح زمین یا در فضای فوقانی سطح زمین گردد. این امواج نورانی می­توانند تا ده­ها ثانیه تداوم داشته باشند و تا شعاع چند صد متری سطح زمین نیز منتشر شوند. در برخی موارد این امواج حتی به شکل رعد و برق مشاهده می­گردند، با این تفاوت که منشأ آنها از زمین به سوی آسمان است. البته باید توجه داشت که به دلیل گسترش محدود توده سنگ­های آذرین و نبود شرایط مورد نیاز برای ایجاد این پدیده در بسیاری زلزله ­ها، امواج نورانی تنها در درصد اندکی از زلزله ‏ها مشاهده می‏شود.